
اولین وبلاگ که داشتم سنم زیاد نبود. با گذشت این همه سال و به وجود اومدن این همه شبکه های مختلف اجتماعی ، به نظرم هنوزم رقیبی برای وبلاگ پیدا نشده و وبلاگ نویسی یکی از سالم ترین و لذت بخش ترین وسیله ی اشتراک در اینترنت هست. امیدوارم به همه خوش بگذره ...
ادامه مطلب
روزها داشتن همینطوری میگذشتن و منم همش تمرکزم بخاطر فاطمه از هم میپاشید و واقعا نمیتونستم یک کار رو درست حسابی و تا آخرش انجام بدم. ....
ادامه مطلب
نمیدونم چرا اینطوریم......
ادامه مطلب
بعد از اون آشنایی و اتفاقات کوچیک و بزرگی که دو خوابگاه و دانشگاه افتاد، تصمیم گرفتم بطور کلی نحوه تفکرمو عوض کنم....
ادامه مطلب
از موقع ای که برا اخرین بار دیدمش تا ظهر روز شنبه چهارده فروردین که دیدمش داشتم از دلتنگی میمردم....
ادامه مطلب
امتحانات میان ترم شروع شده بودند و من داشتم رابطه رو کم کم جلو میبردم، البته فاطمه هم مقاومت میکرد، و موقع امتحانا یجوری بودم....
ادامه مطلب
از همون اوایل تابستون که اومده بودم خونه،خونه که چه عرض کنم یه اتاق تو خونه مادر بزرگم اینا برای سه تاییمون، شروع کردم به خوندن و مطالعه درسای کاربردی مثل متلب ،AVR ، برنامه سازی پیشرفته و زبان....
ادامه مطلب